الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

20

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بين خود و خداى خود را ، خدا كفايت و اصلاح خواهد نمود بين او و مردم را ، و اين بخاطر اينست كه خداوند حكومت بر مردم مىكند نه اينكه مردم بر او حكومت كنند و خداوندست كه تملّك مىكند از مردم و مردم از او تملّكى ندارند اللَّه اكبر و لا حول و لا قوة الّا باللّه العلى العظيم ، پس براى همين خطبه در انعقاد نماز جمعه شرط شده است . شأن نزول : جابر بن عبد اللَّه گويد : كاروانى آمد و ما با پيامبر خدا ( ص ) نماز جمعه ميخوانديم ، پس مردم بسوى آن كاروان دويدند و باقى نماند با رسول خدا مگر دوازده نفر مرد كه من در آنها بودم ، پس اين آيه نازل شد ( وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً ) و وقتى ديدند سوداگرى يا سرگرمى را . حسن و ابو مالك گويند : اهل مدينه به گرانى و گرسنگى مبتلا شدند ، پس دحيه بن خليفه از شام با زيتون آمد در حالى كه پيامبر ( ص ) در روز جمعه خطبه ميخواند ، پس چون او را ديدند برخاستند و بسوى او در بقيع رفتند از ترس اينكه مبادا ديگران بر آنها پيشدستى كنند ، پس با پيامبر ( ص ) باقى نماند مگر چند نفرى ، پس آيه مذكور نازل شد ، پس فرمود قسم بآنكسى كه جانم در دست قدرت اوست اگر همگى پى در پى هم رفته بوديد تا اينكه يكى از شما باقى نميماند هر آينه اين بيابان بر شما آتش شده بود . و مقاتلان گويند پيامبر ( ص ) ميان ما خطبه روز جمعه ميخواند كه دحيه ابن خليفه ابن فروه كلبى سپس يكى از بنى خزرج و بعد يكى از بنى زيد بن مناة از شام با مال التجاره‌اى رسيدند و هر وقت اين كاروان ميرسيد هيچكس در مدينه باقى نميماند مگر ميآمد ، و در اين كاروان هم همه‌گونه ما يحتاج و